یک سند قدیمی آوانگارد

184.jpgدلایلی محکم و غیره در اثبات این مساله‌ی مهم که هر مردی زن نگیرد [ناخوانا] است!

اشاره: از این دست اسناد قدیمی ارزشمند در خانه‌ ما زیاد هست؛ همین‌جا اعلام می‌کنم که به جان آقام، اگر کسی پا روی دم من بگذارد، چند تا سند قدیمی دارم که اگر رو کنم، همه‌تان به فنا می‌روید. این سند را اخیرا از صندوقچه‌ مرحوم مادربزرگم پیدا کردم و شخصا احساس تکلیف کرده، آن را احیا و مرمت و ممیزی و آماده‌ افشاگری و انتشار نمودم. متن سند، وصیت جد پدری ما به عموی بزرگ پدربزرگ ماست که ذلیل مرد و آدم نشد، چون هرگز زن نگرفت. شایعاتی هم حول و حوش مرحوم بود، که چون زن نگرفت تایید یا تکذیب نشد، ولی شکر خدا نسل جد بزرگ از راه‌های دیگر ادامه یافت.

لازم به یادآوری‌ست مرحوم جد بزرگ ما آدم آوانگاردی بوده و در دوره‌ به‌شدت قجری، به نثر امروز نوشته است و گیر ندهید.

بخوانید متن وصیت‌نامه را:

ای پسر ارشد احتمالا بالغ من که این نوشته را می‌خوانی! بدان و آگاه باش که تربیت بر چند چیز است که مهم‌ترین چیزش زن گرفتن است و بقیه‌‌اش به تو مربوط نیست. و هر کسی که زن نگیرد، روزی ندارد. و هرکس روزی ندارد در این روزگار آبرو ندارد و به جهنم که ندارد. پس آدم نمی‌شود و چون خودت این سطور را می‌خوانی می‌گویم که هر مردی که سبیلش درآمد و زن نگرفت، قانونا و رسما و علنا [ناخوانا] است به چند دلیل. اولا زن مثل آستانه‌ خانه‌ مرد است و بلدیه هم اول جواز را به درب خانه می‌دهد. پس مرد سبیل‌دار زن‌ندار در ندارد بلکه هم پیکر ندارد. ثانیا مردی که زن ندارد روزی ندارد چون عقل معاش ندارد. و مقرر است که آدم بشود بعد روزی بگیرد. ثالثا مرد بی‌زن که دائما با [ناخوانا] و [ناخوانا] می‌ر[ناخوانا] گور [ناخوانا] که پدرسوخت[ناخوانا] و شنیده‌ام که تو گاهی از این [ناخوانا]ها می‌خوری که [ناخوانا]. پس ای پسر ارشد احتمالا بالغم بدان و آگاه باش که اگر دختر گدا ظفرعلی را هم گرفتی بگیر. اما گرد وصلت با وثوق‌السلطنه نگرد که اگر گشتی تو را به عاق پدرت نیازی نیست.

نوشته شد در صفرالمظفر[ناخوانا]
پدرت حاج صمصام علاف کیاسری

بعدالتحریر: بر پدرت لعنت که نتوانست آدمت کند.

جلال سمیعی