کارهای مشترک من و حافظ (2)

1817.jpg جمیله ای ست عروس جهان ولی مگذار!
که این زمان حرکتهای او شود موزون

دامنی گر چاک شد در عالم رندی چه باک
رند باید چیز دیگر را نگهداری کند!

به هر که می نگری کرده اقتدا به یزید
مگر نسیم مروت در این هوا نوزید!؟

تو را که حسن خداداده است و حجله ی بخت
چرا به مهریه کردی شرایطت را سخت ؟!

چمن خوش است و هوا دلکش است و می بیغش
مرا فقط نگرانی ز گشت ارشاد است!

سایر اعضای خود را امتحان کردی،کنون
جامه ای در نیکنامی نیز می باید درید!

در خانه ات اگر که به جز رخت پاره نیست
جانا گناه طالع و بخت ستاره نیست!

اول کار ، اگر دست به بندش برسد
عاقبت دست بدان سرو بلندش برسد

از روان بخشی عیسی نزنم پیش تو دم
ای که با هر نگهی از همه جان میطلبی!

دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز!

مرا شراب فرحبخش و یار حور سرشت!
شود فراهم اگر، نیست آرزوی بهشت

پر از گدا شده وقتی که مملکت امروز
گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز؟!

گفتی که دل به تو بسپارم ولی چه سود
آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست

تا به دامن ننشیند ز نسیمت گردی
دائما دل نگرانم نکند برگردی!

حاصل کار گه کون و مکان این همه نیست!
ظاهرا حاجت تفسیر و بیان این همه نیست!

غلط چاپی

عاشقی را که چنین تا ، ده شب ، گیر دهند!
کافر عشق بود گر نشود باده پرست.

ناصر فیض

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید