پاییزان…!

1498.jpgهوا سرد است!
به روى بینى ‏ام از سقف منزل مى‏ چکد باران،
زمین یخ، دست یخ، پا یخ، کمر یخ، سینه یخ، دل یخ
غلط کردم اگر هنگام گرما «اوخ و اَخ»کردم
خدایا!
پاک، یخ کردم!

***

چراغى دارم اى یاران
که هر سالى در این ایام بارانى
زمن چیزى عجایب‏ناک و هشت الهفت! مى‏خواهد
چراغم، «نفت»می ‏خواهد!
چراغى مانده از اجداد من باقى
- الا یا ایها الساقى! -
دمش سرد است و آهش گرم
اما حیف، خاموش است!

***

الا اى مرد نفتى، مرد روغن مال چرکین جامه، در بگشا!
منم، من! مرد سرما خورده بى ‏حال
منم، من! مرد هالوى کوپن‏ دار مشنگ بیخودى خوشحال!
نباشد بشکه‏ ات خالى، زبانم لال!

***

هوا سرد است و جانسوز است
یکى مى‏ گفت:
«روز اول هر سال
نوروز است
- و گرما مى‏ رسد از راه…»
صد و سى روز و اندى مانده تا نوروز
صد و سى روز طاقت سوز
به فکر نفت باید بود – از امروز!

***

على از من کتاب و کیف مى ‏خواهد
حسن کفش و ثریا دامن و مهرى جهاز و اصغرى قاقا!
زنم از من لباس پشمى و زربفت مى‏ خواهد
در این احوال وانفسا
چراغم نفت مى‏ خواهد!

***

ستایش باد خیاطان ایران را
که ارزانى به ما بیچارگان کردند
تنبان را
مربا، لوله قورى، صنوبر، طبل تو خالى
الک، دفتر، سماور، اشک!
یعنى کشک!
خداوندا!
دلم، غمگین و لرزان است و پر درد است
وزیر نفت و بنزینا!
هوا سرد است!

ابوالفضل زرویی نصرآباد

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید