موش گربه (4)

875.jpgیا برو پایتخت در خدمت
یا که آماده باش جنگانا

گربه گفتا که موش ... خورده
من نیایم برون ز کرمانا

لیکن اندر خفا تدارک کرد
لشکر معظمی ز گربانا

گربه‌های بُراق شیر شکار
از صفاهان و یزد و کرمانا

لشکر گربه چون مهیا شد
داد فرمان به سوی میدانا

لشکر موش‌ها ز راه کویر
لشکر گربه از کهستانا

در بیابان فارس هر دو سپاه
رزم دادند چون دلیرانا

جنگ مغلوبه شد در آن وادی
هر طرف رستمانه جنگانا

آنقدر موش و گربه کشته شدند
که نیاید حساب آسانا

حمله‌ای سخت کرد گربه چو شیر
بعد از آن زد به قلب موشانا

موشکی اسب گربه را پی کرد
گربه شد سرنگون ز زینانا

الله الله فتاد در موشان
که بگیرید پهلوانانا

موشکان طبل شادیانه زدند
بهر فتح و ظفر فراوانا

شاه موشان بشد به فیل سوار
لشکر از پیش و پس خروشانا

گربه را هر دو دست بسته به هم
با کلاف و طناب و ریسمانا

شاه گفتا به دار آویزند
این سگ رو سیاه نادانا

گربه چون دید شاه موشان را
غیرتش شد چو دیگ جوشانا

همچو شیری نشست بر زانو
کند آن ریسمان به دندانا

موشکان را گرفت و زد به زمین
که شدندی به خاک یکسانا

لشگر از یک طرف فراری شد
شاه از یک جهت گریزانا

از میان رفت فیل و فیل سوار
مخزن تاج و تخت و ایوانا

هست این قصه‌ی عجیب و غریب
یادگار عبید زاکانا

***

جان من پند گیر از این قصه
که شوی در زمانه شادانا

غرض از موش و گربه برخواندن
مدعا فهم کن پسر جانا

عبید زاکانی

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید