مترو مشهد

2501.jpgاول نامه‌ام به نام خدا
خالق نصف ما و كل شما!

بعد هم يك سلام طولاني
اول قصه‌اي كه مي‌خواني

يك سلام دراز مثل خودت
دلبر و دلنواز مثل خودت

يك سلام بلند از مشهد
پيش كش بر قطار كار آمد

نه كه من زاده خراسانم
ادبيات خوب مي‌دانم!

زين سبب نامه‌اي كنم منظوم
درد دل‌هاي مترويي مظلوم!

تو كه در زندگي اثر داري
هيچ از حال من خبر داري؟

از قطاري غريب و بي‌چاره
خانه داري كه هست آواره

ديدي از بس كه قلبم آشوب است
يادمان رفت، حالتان خوب است؟!

دل من كرده باز ميل تو را
بخورم خاك زير ريل تو را!

اي وجودت پر از منافع و سود
از قطاري كه نيست بر تو درود!

من فداي در كشويي تو
واگن آخر و جلويي تو!

سر كه هيچ است، امر فرما تا
جان فدايت كنيم سر تا پا!

چون بلا استفاده‌ام نقداً
بخورد غصه‌هات بر سر من!

وضع ما در چه حال و حال شما
درد دل مي‌كند به شاه، گدا

شهردار عزيز پشت شماست
زير تهران درون مشت شماست

مي‌خوري مي‌روي جلو يك بند
مي‌زني بر محله‌ها لبخند

زير تهران اگر كه خالي هست
مشكلي نيست چون كه قالي هست

(باف آن آمده است در اينجا
من و همشهري و ازين حرفا؟!)

زن و مرد و جوان و كودك و پير
دكتر و كارمند و گشنه و سير

همگي پاي در ركاب تواند
در حقيقت همه خراب تواند!

اولت در حرم تهت داماد
آي... خوشبختي‌ات مبارك باد!

چه سري، چه دمي، عجب كمري
ناقلا مترويي تو يا كه پري؟!

عاشق خطتيم يار تويي
ريل پاتيم تا قطار تويي

پله‌هايت چه ثابت و برقي
راهروها چه غربي و شرقي

آنچنان روبراه و پاك و تميز
كه حواست نباشه خوردي ليز!

تو كه كلي برو بيا داري
در دل پايتخت جا داري

رويتان را به ما كني، بد نيست
ذره‌اي اعتنا كني، بد نيست!

مثل كار تنور با تن نان
حال ما عالي است مترو جان!

اي برادر كلاه رفت سرم
مستمرا درآمده پدرم!

چه كلاهي؟ گشاد تا بيني
تحت عنوان واگن چيني!

بحث اطريش و چين و ژاپن بود
كار ما گير چند واگن بود!

سفت و شل، خير و آره مي‌كردند
سر من استخاره مي‌كردند!

خسته از فرصتي كه رفت شديم
بي اثر مثل پول نفت شديم!

(نفت اصلاً مگر اثر دارد؟
بچه اين حرف‌ها خطر دارد!)

هفت روزي كه هست در هفته
اسم من بر سر زبان رفته

ولي افسوس بر زبان مرده است
بر من انگار كن زمان مرده است

در سر شهر دردسر شده‌ايم
سوژه خنده بشر شده‌ايم

هر كه اوضاع بنده را ديده
با صداي بلند خنديده!

(خارج از خانه فاش خنديده
توي خانه يواش خنديده!)

تنگ و تاريك مي‌كنند مرا
باز و باريك مي‌كنند مرا

هر كسي خواست ضدحال زند
حال اين بنده را مثال زند!

از هزاران شعار سير شديم
عاقبت توي نطفه پير شديم!

پايه‌ی اول و رفوزه شدن؟
از همان ابتداش موزه شدن؟!

درد دلها زياد و دل تنگ است
حرف ما ميخ و گوششان سنگ است

چشم اميد بستم از همه كس
يا امام رضا(ع) به دادم رس!

متروي اصفهان، كرج، تبريز
همه دارند صاحب و من نيز

گر چه از بعد من كلنگ زدند
منتها ضربه را قشنگ زدند!

كار آنها به افتتاح كشيد
قصه من به افتضاح كشيد!

نفس روزگار يعني تو
باعث افتخار يعني تو

خورد و خاك و خراب يعني من
كانال فاضلاب يعني من!

برق‌هايت همه فشار قوي
به ضعيفان نگاه كن اخوي!

البته بر تو هم نظر دارم
مشكلات تو را خبر دارم

مثلاً از فشار آدمها
حالت بي‌قرار آدمها!

دوستان عزيز هل ندهيد!
هل اگر مي‌دهيد شل ندهيد!

بكنيد آن فشار را تنظيم
تا همه در قطار جا بشويم!

در فضايي كه تنگ چون گور است
اولين كار منطقي زور است!

پاي از كفش و روسري از سر
همه از جاي خود شدند به در!

در چنان ازدحام و درگيري
مي‌رسد فايل‌هاي تصويري!

نه فقط در قطار يا اتوبوس
مي‌رسد توي قبر هم بلوتوث!

خواهر و مادر و الي آخر
مي‌شود زير دست و پا پر پر!

آنتناتان ميِه تا زيره زِمين؟
يره ايولا رِ بلند بگين!

(نمره جومان رسيد به صد
لهجه‌ام رفت تا خود مشهد!)

رسم مردي كه شب ندارد و روز
مانده در گوشه و كنار هنوز

در نشستن اگر چه آزاد است
جاي خود را به پيرها داده است

رسم مردي اگر كه تعطيله
دست خود را بگير از ميله!

بچه‌اش هست جا اگر تر نيست!
ميله كم نيست صندلي گر نيست!

آخ! ياد هووت(!) افتادم
لحظه‌اي در سكوت افتادم!

با هزاران اميد و با پارتي
راه افتاد خط بي‌آر‌تي

خار شد گرچه توي پاي شما
نتواند گرفت جاي شما

***

وقتتان را گرفت اين بنده
عذر تقصير، بنده شرمنده

موتورت گرم باد و سرد مباد
پيچ‌هاي تو هرزه گرد مباد!

ريل‌هايت عزيز كج نشود
آخر مقصدت كرج نشود

بروي سمت غرب تا تبريز
پس از آن آنكارا، پاريس، ونيز

طرف شرق هم، چنين بروي
به هواي پكن به چين بروي!

سينه‌ات صاف و استخوانت سفت
چرخ‌هايت روان و درها چفت!

راستي! خط يك كه خير نداشت
خط دوم به صحنه پاي گذاشت!

آخر و عاقبت چه خواهد شد؟
قصه اين دو خط چه خواهد شد؟

با همين اضطرار و بي صبري
زير اين سقف آسمان ابري

مي‌روم تا حرم به خانه دل
پيش آقاست حل هر مشكل

همه ريل‌هاي من آقا
به فداي گل ضريح شما

***

مثل پاييز زرد آوردم
دلتان را به درد آوردم

عين يك رودخانه در جريان
تا ابد باش متروي تهران!

والسلام اي مرام صد در صد
ريل خاليِّ متروي مشهد

مصطفي حسن‌زاده

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید